راکبن (ROCKBEN) یک تامینکننده حرفهای عمدهفروشی ابزار و مبلمان کارگاهی است.
در کابینتهای کشویی مدولار، اصطلاح مدولار در دو سطح اعمال میشود.
اول، مدولار بودن به پیکربندی خود کشو اشاره دارد. کشوهایی با ارتفاعهای مختلف را میتوان در یک کابینت چید تا طیف وسیعی از اقلام - از قطعات و ابزارهای کوچک گرفته تا اجزای حجیمتر - را در خود جای دهد. این امر به جای اینکه همه چیز را به زور در محفظههای یکنواخت قرار دهد، اجازه میدهد فضای ذخیرهسازی دقیقاً با آنچه ذخیره میشود مطابقت داشته باشد.
دوم، مدولار بودن در کل ساختار کابینت اعمال میشود. کابینتهای با اندازههای یکسان یا متفاوت را میتوان در کنار هم قرار داد یا در چیدمانهای بزرگتر ترکیب کرد و میزهای کار یکپارچه، دیوارهای ذخیرهسازی یا ایستگاههای ذخیرهسازی متمرکز را تشکیل داد. این امر ساخت سیستمهای ذخیرهسازی را که از گردشهای کاری مختلف پشتیبانی میکنند، امکانپذیر میسازد، نه اینکه هر کابینت را به عنوان یک واحد مستقل در نظر گرفت.
کابینتهای کشویی مدولار به ویژه برای نگهداری ابزار، به ویژه ابزارهای دستی یا برقی سنگینتر که نیاز به تکیهگاه پایدار و دسترسی کنترلشده دارند، بسیار مناسب هستند. طراحی کشوهای محصور، توزیع ایمن وزن را امکانپذیر میکند و در عین حال ابزارهای پرکاربرد را منظم و دسترسی آسان را فراهم میکند.
آنها همچنین برای قطعات و اجزا بسیار مؤثر هستند، به خصوص هنگام برخورد با اقلام با چگالی بالا یا سنگین. با نگهداری قطعات در کشوها و استفاده از برچسب ها یا جداکننده های داخلی، می توان مقادیر زیادی از اجزا را به روشی ساختار یافته و قابل پیش بینی مرتب کرد. این امر باعث بهبود استفاده از فضا و در عین حال کاهش زمان صرف شده برای جستجوی اقلام خاص می شود.
علاوه بر این، ماهیت محصور کابینتهای کشودار به محافظت از اقلام ذخیره شده در برابر گرد و غبار و زباله کمک میکند، که به ویژه در محیطهای تعمیر و نگهداری، ماشینکاری و تولید که در آنها تمیزی و یکپارچگی قطعات اهمیت دارد، بسیار ارزشمند است.
از نظر ساختاری، اکثر جعبههای ابزار برای تحمل بارهای سبک تا متوسط ساخته میشوند، با تأکید بر قابلیت حمل و راحتی به جای تمرکز طولانی مدت بار یا ذخیرهسازی با چگالی بالا.
جعبه ابزار برای تکنسینهایی که خودشان ابزارشان را مدیریت میکنند و نیاز به جابجایی در فضای کاری دارند، بسیار مناسب است. این جعبهها به ویژه در سناریوهای تعمیر و نگهداری سیار، تماسهای خدماتی یا محیطهایی که مکانهای کار مرتباً تغییر میکنند، مؤثر هستند.
در ایستگاههای کاری غیرثابت، که نیازهای ذخیرهسازی ممکن است روز به روز تغییر کند، صندوقهای ابزار یک راهحل عملی و انعطافپذیر بدون تعهد به یک طرح دائمی ارائه میدهند.
وقتی از جعبه ابزار برای نگهداری قطعات یا اجزای سنگین استفاده میشود، به خصوص وقتی وزن در تعداد محدودی از کشوها متمرکز شده باشد، مشکلاتی ایجاد میشود. این وزن فراتر از تحمل اکثر جعبههای ابزار برای مدت طولانی است.
آنها همچنین معمولاً به عنوان سیستمهای ذخیرهسازی مشترک برای چندین کاربر مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. وقتی در معرض استفاده صنعتی مداوم و با فرکانس بالا قرار میگیرند، صندوقهای ابزار اغلب برای حفظ سازماندهی و دوام خود با مشکل مواجه میشوند، زیرا برای عملکرد به عنوان ذخیرهسازی صنعتی متمرکز و طولانی مدت در نظر گرفته نشدهاند.
قفسهبندی وقتی برای قطعات کوچک در مقیاس بزرگ استفاده میشود، کارایی کمتری دارد. نگهداری اقلام در سطلها اغلب منجر به فضای بلااستفاده در هر ظرف میشود، در حالی که فاصله عمودی بین قفسهها، تراکم کلی ذخیرهسازی را بیشتر کاهش میدهد. مطالعات انجام شده در مورد طراحی انبار و سیستم ذخیرهسازی نشان میدهد که راهحلهای ذخیرهسازی بخشبندیشده معمولاً هنگام جابجایی اقلام کوچک یا متراکم، نسبت به قفسهبندی باز، فضای بیشتری را اشغال میکنند ( روونهورست و همکاران، ۲۰۰۰ ).
علاوه بر این، قفسهبندی معمولاً به عنوان یک فضای ذخیرهسازی مستقل و جدا از ایستگاههای کاری عمل میکند. این امر ادغام مستقیم آن را در گردشهای کاری روزانه دشوارتر میکند و اغلب کاربران را ملزم میکند که به جای دسترسی به اقلام در محل استفاده، به سمت یک محل ذخیرهسازی تعیینشده بروند.
از دیدگاه صنعتی، تفاوتهای کلیدی بین این سیستمها در نحوه مدیریت بار، فضا و تعامل روزانه نهفته است. کابینتهای کشویی مدولار برای پشتیبانی از ذخیرهسازی متراکم و دسترسی مکرر طراحی شدهاند، در حالی که نزدیک به نقطه استفاده باقی میمانند. صندوقهای ابزار، تحرک و راحتی شخصی را در اولویت قرار میدهند، اما وقتی بار افزایش مییابد یا استفاده مشترک میشود، محدود میشوند. قفسهبندی، دید و انعطافپذیری را ارائه میدهد، اما اغلب بهرهوری فضا و ادغام گردش کار را با سادگی معاوضه میکند.
درک این تمایزات به تضمین این امر کمک میکند که سیستمهای ذخیرهسازی بر اساس نحوه انجام کار، نه صرفاً بر اساس ظاهر یا آشنایی، انتخاب شوند.
| جنبه | کابینت کشویی مدولار | جعبه ابزار | قفسه بندی |
|---|---|---|---|
| رفتار بار | طراحی شده برای بارهای متمرکز و تکراری، با توزیع وزن در کشوها | مناسب برای بارهای سبک تا متوسط، تحمل محدود برای وزن متمرکز | بستگی به رتبهبندی قفسه دارد، اما بارها اغلب ناهموار و به صورت دستی مدیریت میشوند |
| بهرهوری فضا | فضای ذخیرهسازی با چگالی بالا در فضایی فشرده | راندمان متوسط، بهینه شده برای مجموعه ابزارهای شخصی | تراکم کمتر، به ویژه هنگامی که سطلها و فاصله عمودی مورد نیاز است |
قابلیت دسترسی | دسترسی سریع و کنترلشده با سازماندهی واضح | دسترسی سریع برای کاربران خاص | دسترسی بصری خوب است، اما بازیابی اغلب نیاز به حرکت بیشتری دارد |
ایمنی | کشوهای محصور، خطرات افتادن را کاهش داده و از محتویات محافظت میکنند. | برای استفاده مورد نظر ایمن است، اما در صورت استفاده سنگین یا مشترک محدود میشود | خطر بیشتر افتادن وسایل و خطاهای جابجایی دستی |
قبل از انتخاب هر سیستم ذخیرهسازی، ضروری است که به وضوح درک کنید چه چیزی ذخیره میشود و چگونه از آن استفاده میشود. این شامل وزن اقلام، تعداد دفعات دسترسی به آنها و اینکه آیا از نظر اندازه و نوع استاندارد هستند یا خیر، میشود. اقلام سنگین یا پرکاربرد، نیازهای بسیار متفاوتی را نسبت به مواد سبک یا موادی که گهگاه استفاده میشوند، بر سیستمهای ذخیرهسازی تحمیل میکنند.
شفافسازی زودهنگام این عوامل به محدود کردن راهحلهای ذخیرهسازی که میتوانند به طور واقعبینانه از عملیات روزانه بدون ایجاد مشکلات بلندمدت پشتیبانی کنند، کمک میکند.
تصمیمات مربوط به انبارداری باید بر اساس نحوه انجام کار باشد، نه صرفاً بر اساس میزان گنجایش سیستم. مسافتی را که کارگران باید برای بازیابی اقلام طی کنند، اینکه آیا میتوان در حین انجام وظایف به ابزارها با یک دست دسترسی داشت یا خیر، و اینکه اپراتورها چند بار نیاز به خم شدن، دراز کردن دست یا تغییر وضعیت بدن دارند، در نظر بگیرید.
حتی یک سیستم ذخیرهسازی با ظرفیت کافی میتواند در صورت ایجاد اختلال در حرکت طبیعی یا نیاز به جابجایی غیرضروری در حین کار روزمره، سرعت عملیات را کاهش دهد. از دیدگاه طراحی کار و ارگونومی، حرکت غیرضروری، مسافتهای دسترسی طولانی و وضعیتهای نامناسب بدن، به عنوان عواملی شناخته میشوند که بر بهرهوری تأثیر منفی میگذارند و خستگی را افزایش میدهند ( نیبل و فریوالدز، ۲۰۰۹ ).
به جای انتخاب واحدهای ذخیرهسازی به صورت جداگانه، مهم است که به یک طرح کلی فکر کنیم. این شامل این میشود که سیستم چقدر میتواند به راحتی گسترش یابد یا پیکربندی مجدد شود، چگونه از استفاده ایمن روزانه پشتیبانی میکند و چه سطحی از نگهداری در طول زمان مورد نیاز خواهد بود. روشهای برنامهریزی تأسیسات تأکید میکنند که ذخیرهسازی و تجهیزات باید به عنوان بخشی از یک طرح یکپارچه که از جریان مواد و کار پیروی میکند، انتخاب شوند، نه به عنوان واحدهای جداگانه ( Muther، ۱۹۷۳ ).
یک چیدمان خوب برنامهریزیشده، امکان تکامل فضای ذخیرهسازی را در کنار فضای کاری فراهم میکند و ضمن حفظ کارایی و ایمنی در صورت تغییر نیازهای عملیاتی، نیاز به تنظیمات آینده را به حداقل میرساند.
در فضاهای ذخیرهسازی اختصاصی، سیستمهای قفسهبندی معمولاً با کابینتهای کشویی جفت میشوند. قفسهها میتوانند برای اقلام بزرگ یا حجیم و کابینتهای کشویی برای اجزای کوچک، متراکم یا سنگین که نیاز به سازماندهی و محافظت بهتری دارند، استفاده شوند.
در محیطهای کاری، فضای ذخیرهسازی معمولاً بیشتر به خود ایستگاه کاری گره خورده است. چرخدستیهای ابزار اغلب در کنار ایستگاههای کاری متحرک قرار میگیرند تا ابزارهای دستی که نیاز به حرکت با اپراتور دارند را در خود جای دهند، در حالی که کابینتهای کشودار در کنار ایستگاههای کاری ثابت، مانند میزهای کار یا نقاط جمعآوری مواد، قرار میگیرند تا تعداد زیادی از قطعات کوچک را به صورت سازمانیافته و در دسترس نگهداری کنند.
یک چیدمان خوب برنامهریزیشده، امکان تکامل فضای ذخیرهسازی را در کنار فضای کاری فراهم میکند و از استفاده ایمن روزانه پشتیبانی میکند و در عین حال، با تغییر نیازهای عملیاتی، تنظیمات آینده و نگهداری طولانیمدت را به حداقل میرساند.
انتخابهای انبارداری تأثیر قابل توجهی بر کارایی روزانه و استفاده از فضا دارند. بر اساس تجربه ما، ما در گذشته سیستم انبارداری اشتباهی را انتخاب کردهایم که فضای زیادی از کف را اشغال میکرد و باعث جابجایی بیش از حد مواد در طول عملیات روزانه میشد، که به طور گسترده به عنوان یک فعالیت بدون ارزش افزوده شناخته میشود که زمان کار را افزایش داده و کارایی عملیاتی را کاهش میدهد ( Tompkins et al., 2010 ).